خرید بک لینک
آغوش آسمان باز است ... در من پرنده ای فوبیای پرواز دارد... می‌خوام برات قصه بگم حوصله شنیدنشو داری ؟ چند سال پیش دقیق تر بگم 18 سال پیش دو نفر بهم قول دادن تا تهش باهم باشن:)روزا گذشت و شب ها سپری شدن و اونا هرچی گشتن هیچ کسو پیدا نکردن ک کنارش ب اندازه رابطه خودشون دوتا خوشحال باشن:)هنوزم دارن میگردنا ولی خب ته امیدشون همیشه همون آغوش بی منت همدیگسو دستی ک با یه لبخند توی بچگی یکی رو ک دوماه ازش کوچیکتره رو ب آغوش می‌کشه هنوزم اون دستا و اون آغوش منتظره ک تو رو ب آغوش بکشه تولدت مبارک شیرین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن کاشفی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 1:08

آغوش آسمان باز است ... در من پرنده ای فوبیای پرواز دارد... براتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک با دیدن میسکالش رو گوشیتون دارید براتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک بعد از کلی تلاش میگید سخت بود ولی من تونستمبراتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک بعد از کلی سختی بهم رسیدینبراتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک تولدتون سوپرایز میشین براتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک قبولی کنکورتون رو دیدینبراتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک بعد از کلی چونه زدن حیون خونگی میگیرینبراتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک رشته مورد علاقت داخل دانشگاه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن کاشفی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 1:08

آغوش آسمان باز است ... در من پرنده ای فوبیای پرواز دارد... وارانه ... (گنج) (جنگ) می شود (درمان) (نامرد) و (قهقهه) (هق هق) !!!ولی (دزد) همان (دزد) است(درد) همان (درد) استو (گرگ) همان (گرگ) ...اری نمی دانم چرا (من) (نم) زده استو (یار) (رای) عوض کرده است(راه) گویی (هار) شده و (روز) ب (زور) میگذرد (اشنا) را جز در (انشا) نمی بینیو چه (سرد) است این (درس) زندگی ..._نفس نوشتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن کاشفی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 1:08

آغوش آسمان باز است ... در من پرنده ای فوبیای پرواز دارد...

بارون ک می‌باره همه درد و غمام یادم میاد:)
نمی‌دونم بخاطر چی گریه میکنم یا می‌خوام گریه کنم
ولی میدونم بارون درد داره
اروم نمیشم باهاش
ولی دوستش دارم

بارون

_نفس نوشت

برچسب: نویسنده: کارن کاشفی تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 1:08

نمیدونم باید چیکار کنمآدما سر دو راهی هم ک قرار میگیرن نمیدونن چیکار کننو منی ک گیر کردم بین هزار تا حس ک نمیدونم کدومش درستهنمیدونم باید ب کی اعتماد کنمنمیدونم دقیقا کجای دنیام و دارم ب کجا میرمکاش یکی بود ک راه درست رو نشونم میدادکسی ک بدونم میشه بهش اعتماد کردکسی ک بتونم کنارش بمونممن خستم از این وضعیت دیگ نمیتونم ولی امید دارم یه روزی این شب صبح بشه:)_نفس نوشتسردرگمی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن کاشفی تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 18:51

توی ماشین بودم یهو یه اهنگی پخش شد که توی ذهنم خبر از لحظه ی دردناکی از گذشته رو میدادهرچقد فکر کردم یادم نیومدبا خودم گفتم چرا من باید به این آهنگ یه حسه بدی داشته باشم چرا باید با شنیدن این آهنگ اذیت بشمیجورایی حس کردم تو یه تایمی از زندگیم یه درده بزرگی داشتم که الان فراموشش کردم ولی فقط همینو میدونم موقعی که داشتم با اون درد زندگی میکردماین آهنگ توی قسمتی از اون دردم پلی شده و تا آخر ابدیت من با شنیدن اون آهنگ اذیت میشم هرچند اگه که اون دردی که کشیدمم یادم نیاد _نفس نوشت درد_داشت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن کاشفی تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 18:51

براتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک با دیدن میسکالش رو گوشیتون داریدبراتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک بعد از کلی تلاش میگید سخت بود ولی من تونستمبراتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک بعد از کلی سختی بهم رسیدینبراتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک تولدتون سوپایز میشین براتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک قبولی کنکورتون رو دیدینبراتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک بعد از کلی چونه زدن حیون خونگی میگیرینبراتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک رشته مورد علاقت داخل دانشگاه مورد علاقت قبول شدی براتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک موقع خرید کردن ب مغازه ها نگاه میکنیمن برای هر کدومتون اون ذوقی رو آرزو میکنم ک خوشحالتون میکنه:)_نفس نوشتذوق ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن کاشفی تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 18:51

صفحه بندی