آغوش آسمان باز است ... در من پرنده ای فوبیای پرواز دارد...
وارانه ...
(گنج) (جنگ) می شود
(درمان) (نامرد) و (قهقهه) (هق هق) !!!
ولی (دزد) همان (دزد) است
(درد) همان (درد) است
و (گرگ) همان (گرگ) ...
اری نمی دانم چرا (من) (نم) زده است
و (یار) (رای) عوض کرده است
(راه) گویی (هار) شده
و (روز) ب (زور) میگذرد
(اشنا) را جز در (انشا) نمی بینی
و چه (سرد) است این (درس) زندگی ...
_نفس نوشت
برچسب:
نویسنده: کارن کاشفی