
آغوش آسمان باز است ... در من پرنده ای فوبیای پرواز دارد...
بارون ک میباره همه درد و غمام یادم میاد:)
نمیدونم بخاطر چی گریه میکنم یا میخوام گریه کنم
ولی میدونم بارون درد داره
اروم نمیشم باهاش
ولی دوستش دارم
_نفس نوشت
برچسب:
نویسنده: کارن کاشفی